تبلیغات
پزشکی - فناوری اطلاعات - خنده و... - منشور اصول گرایی
 
پزشکی - فناوری اطلاعات - خنده و...
شد شد اگه نشد دوباره نشد ندارین
درباره وبلاگ


این وب برای تمام فرزندان آریایی عاشق ساخته شده پس لطفا نظرتونو در مورد بلاگ بنویسید .

مدیر وبلاگ : هادی میرزائی
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما این وبلاگ چه چیزی کم دارد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

.

تماس با ما free image hosting
free image hosting
چهارشنبه 1389/11/13 :: نویسنده : هادی میرزائی

اصول‌گرایی به معنای یک «جریان سیاسی» مولود یک دوره‌ی تاریخی است. دوره‌ی هشت ساله‌ی دولت اصلاحات. دورانی که در آن اصلاح‌طلبان، به نام دین و انقلاب می‌خواستند ریشه‌ی دین و انقلاب را بخشکانند. «جریان اصول‌گرایی» در این دوره شکل گرفت. و در پاسخ به بحران دین‌زدایی و انقلاب‌ستیزی اصلاح‌طلبان. اما از نقطه نظر «اندیشه»‌ای، اصول‌گرایی فرآیندی است...

برای استفاده از کل متن روی ادامه مطلب کلیک کنید ...

بالاخره بعد از مدت‌ها به همت جامعه‌ی روحانیت مبارز و جامعه‌ی مدرسین حوزه‌ی علمیه‌ی قم، «منشور اصول‌گرایی» تدوین و از چند روز پیش در اختیار رسانه‌ها و خبرگزاری‌ها و عموم مردم قرار گرفت. این منشور آن‌گونه که گفته شد پس از فعالیت‌هایی که در کمیته‌ی مشترک جامعتین با برگزاری ۱۶ جلسه‌ی مشترک انجام شد و هم‌چنین انجام کارهای کارشناسی دقیق و گرفتن نقطه‌نظرات نخبگان و افراد اصول‌گرا به جمع‌بندی نهایی رسید. این اتفاق اگر چه امری است میمون و مبارک و یقینا باعث جلوگیری از ورود «ابن الوقت»ها و عناصر فرصت‌طلب در جرگه‌ی جریان اصول‌گرایی می‌شود اما به نظر می‌رسد برای بالنده شدن هر چه بیشتر آن نیازمند نقد و حاشیه‌زنی‌های همه‌ی دلسوزان انقلاب و اسلام باشد. در ذیل به ذکر چند نکته که به زعم این کمترین باید مورد توجه قرار گیرد به اختصار اشاره می‌شود:

 

1- همان‌طور که گفته شد این منشور به همت جلسات تخصصی جامعتین تدوین و تبیین شده است. در این که اعضاء محترم جامعه‌ی روحانیت و جامعه‌ی مدرسین حوزه، جزو فقها و علمای قوم‌اند شکی نیست. و فکر نمی‌کنم کسی باشد که ذره‌ای به تعهد و دلسوزی این اعضاء محترم، نسبت به اسلام و پایبندی و وفاداری آن‌ها به ارزش‌های والای انقلاب اسلامی شک داشته باشد. اما باید دقت شود که جریان اصول‌گرایی تنها خلاصه در جامعتین و اعضاء بزرگوار آن نمی‌شود. گروه‌ها و دسته‌های دیگری هم هستند که در سپهر سیاسی کشور، ذیل جریان اصول‌گرایی در حال فعالیت اجتماعی و سیاسی‌ند. هر چند می‌دانیم که برخی از اعضاء جامعتین در دیگر گروه‌های اصول‌گرایی نیز حضور دارند و همان‌طور که در ابتدای این سیاهه گفته شد اعضاء محترم جامعتین از نقطه‌نظرات سایر نخبگان نیز بهره گرفته‌اند اما چه خوب‌تر بود که نمایندگانی از دیگر گروه‌های اصول‌گرا نیز در این جلسات به طور مستمر حضور یافته و از نظرات آن‌ها نیز برای تدوین منشور اصول‌گرایی بیشتر و بهتر استفاده می‌شد تا خدای نکرده از بروز اختلافات ولو کوچک و جزئی در آینده جلوگیری به عمل آید.

 

2- اصول‌گرایی به معنای یک «جریان سیاسی» مولود یک دوره‌ی تاریخی است. دوره‌ی هشت ساله‌ی دولت اصلاحات. دورانی که در آن اصلاح‌طلبان، به نام دین و انقلاب می‌خواستند ریشه‌ی دین و انقلاب را بخشکانند. «جریان اصول‌گرایی» در این دوره شکل گرفت. و در پاسخ به بحران دین‌زدایی و انقلاب‌ستیزی اصلاح‌طلبان. اما از نقطه نظر «اندیشه»‌ای، اصول‌گرایی فرآیندی است به قدمت همه‌ی عمر سی و دو ساله‌ی انقلاب اسلامی. اصول‌گرایی یعنی همه‌ی جریان‌ها و افراد معتقد به آموزه‌های «ناب اسلامی» و «اسلام ناب». اصول اصول‌گرایی ریشه در «خمینیسم» دارد. اصول‌گرایان یعنی همه‌ی باورمندان و عمل‌کنندگان به مکتب «خمینیسم». و البته «خامنه‌ایسم».

اهمیت این موضوع از آن جهت است که خدای نکرده منشور اصول‌گرایی ابزاری نشود برای محدود و کوچک کردن دایره‌ی اصولگرایی به چند گروه و جریان خاص سیاسی. همه‌ی جریان‌ها و افراد طرفدار مکتب اسلام ناب خمینی جزو اصول‌گرایان محسوب می‌شوند حتی اگر در جریان سیاسی خاصی فعالیت نداشته باشند.

 

3- همان طور که در بالا ذکر شد اگر چه تدوین منشور اصول‌گرایی امری لازم و ضروری بود اما نباید فراموش شود که اصول‌گرایی با منشور نوشتن حاصل نمی‌شود. با منشور نه می‌توان کسی را اصول‌گرا تلقی کرد و نه به تنهایی می‌تواند سنگ محک جریان‌های سیاسی برای اصول‌گرا بودن قرار بگیرد. اساسا اصول‌گرایی را باید در سه سطح ذهن، گفتار و رفتار مورد مداقه و بررسی قرار داد. به این معنا که شخص یا جریان اصول‌گرا باید در حوزه‌ی ذهن و «تفکر» در پارادیم اسلام ناب خمینیسم حرکت کند؛ در مرتبه‌ی «گفتار» (زبان) خود را پایبند به اصول اصول‌گرایی نشان بدهد و سرانجام و از همه مهم‌تر در مقام «رفتار» (عمل)، اصول‌گرایانه عمل کند. تأمل در «رفتارشناسی» اصول‌گرایان به ما می‌فهماند که برخی از آن‌ها علی‌رغم این‌که در مرتبه‌ی فکر یا زبان اصول‌گرا بودند و هستند اما در مقام عمل، اصول‌گرایانه عمل نمی‌کنند. این دست افراد و گروه‌ها را در این یک سال و اندی به کرّات به چشم خود دیده‌ایم و لازم به ذکر مصادیق آن در این مجال نیست.

 

4- یکی از اشکالات اکثر دستورات و قوانین وضع شده و حتی بسیاری از پژوهش‌ها و تحقیقات علمی انجام شده در این مُلک، بسنده کردن به مفاهیم کلی و مصادیق انتزاعی است. در حقیقت این قوانین که باید حالت اجرایی داشته باشند مانند «اسناد بالادستی» نوشته شده و صرفا در آن به بیان کلیات، مبانی و مبادی بسنده می‌شود. و همین امر موجب می‌شود که باب تفاسیر به رأی از قوانین و دخالت سلایق شخصی در آن باز شود.

متأسفانه با دقت و تأمل در این منشور نیز می‌توان به همین موضوع پی برد. منشور اصول‌گرایی نیز مانند اسناد بالادستی نوشته شده است و صرفا به مفاهیمی پرداخته که همگی باید جزو «پیش‌فرض» قرار بگیرند. در مباحث روش تحقیق، اساتید به ما یاد داده‌اند برای آن‌که یک تحقیق و یا سند، جنبه‌ی «کاربردی» داشته باشد باید مفاهیم را از حالت «انتزاعی» به «انضمامی» و سپس به «عملیاتی» تبدیل کرد. به طوری که همگان با تعریف یک مفهوم خاص آشنا شده و شاخص‌های عملیاتی آن مفهوم را در مرتبه‌ی اجرا و عمل نیز بدانند. موضوعی که در این منشور از آن غفلت شده است.

برای مثال ششمین شاخص اصول‌گرایی در این منشور، «اعتقاد به آزادی‌های مشروع و مردم‌سالاری دینی» است. در حالی‌که «اعتقاد به آزادی‌های مشروع» و «مردم‌سالاری دینی» یک مفهوم کاملا انتزاعی و کلی است که می‌تواند از آن ده‌ها تفسیر وجود داشته باشد. حتی اگر از هر یک از اعضاء محترم جامعتین هم این سؤال پرسیده شود که منظور از مردم‌سالاری دینی چیست، ممکن است هر کدام تعریف خاص به خود ارائه دهند. از این زاویه حتی گروه‌های رقیبی چون اصلاح‌طلبان نیز می‌توانند خود را معتقد به مردم‌سالاری دینی نشان دهند. که نشان داده‌ و می‌دهند. زیرا مسأله و محل اختلاف در «کلیات» نیست که در «جزئیات» و «شاخص»‌ها است. بنابراین باید این مفهوم و هم‌چنین سایر مفاهیم به کار برده شده در این منشور، حالت عملیاتی به خود بگیرند به طوری که هر کسی که این مفاهیم و شاخص‌های‌ش را دید متوجه شود که مراد از مردم‌سالاری دینی چیست و شاخص‌های آن کدام است.

 

5- و در نهایت این‌که این منشور و مسائلی از این دست تنها در سطح روابط بین نخبگان و جریان‌های سیاسی کاربرد دارد نه در میان اجتماع و عامه‌ی مردم. عموم مردم نه کاری به این منشور دارند و نه وقعی به اصول‌گرا و اصلاح‌طلب بودن افراد و جریان‌ها می‌نهند. حتی شاید خیلی از آن‌ها معنای مردم‌سالاری دینی را هم ندانند. اما یک چیز را خیلی خوب می‌دانند و می‌فهمند و آن انقلاب اسلامی و آ‌رمان‌های مقدس آن است. انتخابات نهم و دهم ریاست‌جمهوری نشان داد که مردم حتی از بین داعیه‌داران اصول‌گرایی هم تنها آن کسی را مناسب‌تر برای ریاست‌جمهوری تشخیص دادند که به آرمان‌ها و اهداف انقلاب اسلامی نزدیک‌تر بود.

تجربه‌ی حوادث چند ساله‌ی اخیر و به خصوص فتنه‌ی 88 نشان داد که به تعبیر رهبر انقلاب در مقام «عمل سیاسی»، مردم خیلی هوشیارتر از نخبگان سیاسی تصمیم‌گیری و عمل می‌کنند. مردم حتی فی‌نفسه دلبسته‌ی افراد و گروه‌ها هم نیستند. نقدهایی که در این 19‌ماهه‌‌ی پس از انتخابات،‌ به دولت محترم دهم و برخی افراد و رفتار و گفتارشان شده نیز مؤید همین مطلب است.




نوع مطلب :
برچسب ها : منشور اصول گرایی،
لینک های مرتبط :

دوشنبه 1396/06/27 02:22 ب.ظ
This is my first time go to see at here and i am truly happy to read all at alone place.
سه شنبه 1396/04/20 02:29 ق.ظ
Link exchange is nothing else except it is just placing the other
person's blog link on your page at appropriate place and other person will also do similar in favor of you.
سه شنبه 1396/01/22 02:27 ق.ظ
Hey There. I found your blog using msn. This is a really well written article.

I will be sure to bookmark it and come back to
read more of your useful info. Thanks for the post. I'll certainly comeback.
پنجشنبه 1390/03/12 06:55 ق.ظ
با مقاله کوتاهی تحت عنوان جبهه مخالفان اسفندیار رحیم مشایی مقاله « بیداری سعید عسکرها برای کسانی چون مشایی » را محکوم کند ، به روزم. حتما بخوانید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر