تبلیغات
پزشکی - فناوری اطلاعات - خنده و... - مسعود رجوی خبرچین ساواک بود .
 
پزشکی - فناوری اطلاعات - خنده و...
شد شد اگه نشد دوباره نشد ندارین
درباره وبلاگ


این وب برای تمام فرزندان آریایی عاشق ساخته شده پس لطفا نظرتونو در مورد بلاگ بنویسید .

مدیر وبلاگ : هادی میرزائی
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما این وبلاگ چه چیزی کم دارد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

.

تماس با ما free image hosting
free image hosting
چهارشنبه 1389/11/13 :: نویسنده : هادی میرزائی
اسناد مثل گوشت خام هستند و به صورت اولیه نمی‌توانند به عنوان تنها منبع تدوین تاریخ مورد توجه قرار گیرند. گاهی مشاهده می‌شود که منبع ساواک گزارشی ارائه کرده که با خاطره شفاهی فرد مبارز تفاوت دارد. اسناد تاریخی تقسیم‌بندی‌های گوناگونی همچون اسناد کاغذی، اسناد صوتی و... دارند.

باغ زیبایی که حوالی میدان قدس روبه‌روی پمپ بنزین خیابان شریعتی قرار دارد، روزگاری منزل شخصی منوچهر دولو از سرسپردگان رژیم پهلوی بود. این خانه بعدها به دست نیروهای انقلابی افتاد و مدتی هم سازمان اطلاعات نخست‌وزیری به ریاست خسرو قنبری تهرانی در آن قرار داشت. بعدها در اختیار سیدحمید زیارتی قرار گرفت تا فعالیت‌های تاریخ‌پژوهی مرکز اسناد انقلاب اسلامی را در آن ساماندهی کند این مرکز در اوایل دهه هفتاد در کنار تدوین تاریخ انقلاب اسلامی به فعالیت‌های پژوهشی متفاوتی در مورد اتفاقات دهه 40 و مباحث حسینیه ارشاد هم دست زد که با واکنش بسیاری از بزرگان نظام مواجه شد که در نهایت حمید روحانی در کنار مصطفی پورمحمدی و روح‌الله حسینیان به عضویت هیأت امنای آن درآمد تا مدیریت این مجموعه در اختیار حسینیان قرار گیرد. در این دوره مرکز اسناد انقلاب اسلامی فعالیت‌های توسعه‌ای خود را جدی‌تر گرفت که از جمله آنها توجه جدی به تاریخ شفاهی و جمع‌آوری اسناد تاریخی از بایگانی‌های دادگستری، ارتش، شهربانی و ساواک بود. واحد تاریخ شفاهی مرکز اسناد خاطرات بسیاری از افراد را جمع‌آوری کرده است هر چند هنوز بخش مهمی از این خاطرات به دلیل طی نشدن روند تدوین محدودیت‌های سازمانی و علاقه شخصی راویان منتشر نشده است ولی آرشیوی غنی است. مرتضی میردار معاون پژوهشی و مسئول تدوین تاریخ شفاهی این مرکز در گفت‌وگو با همشهری ماه به بیان دیدگاه‌های خود در خصوص تدوین تاریخ شفاهی می‌پردازد.

مرکز اسناد انقلاب اسلامی با حمایت‌های ویژه امام خمینی(ره) تأسیس شد. علت این توجه را چه می‌دانید؟

ایشان توجه ویژه‌ای به جریان‌های تاریخی داشتند. ایشان خودشان در جریان‌شناسی تاریخی صاحب‌نظر بودند. به همین دلیل در مدیریت نهضت اسلامی به تاریخ‌نگاری توجه ویژه‌ای نشان دادند. تأکید امام(ره) این بود که اگر تاریخ انقلاب را انقلابیون ننویسند، دیگران آن را خواهند نوشت.

امام(ره) در دفتر یادداشت کتابخانه مرحوم وزیری در یزد در سال 1323، نگاه ویژه‌ای به تاریخ نشان دادند. ایشان نوشتند که اگر مردم مسلمان در صحنه حضور جدی داشتند رضاخان به قدرت نمی‌رسید.

تاریخ شفاهی از چه زمانی در مرکز اسناد جدی گرفته شد؟

ما به دنبال تنوع بخشیدن به منابع و پیدا کردن مکمل‌هایی برای اسناد تاریخی درباره انقلاب اسلامی بودیم. در این روش  از اسلاف استفاده می‌کنیم. تاریخ‌نگاری اسلامی مبتنی بر روایت است. علم رجال هم به همین دلیل شکل گرفت. اولین منابع تاریخ اسلام همچون سیره ابن‌اسحق حدود یک قرن پس از رحلت پیامبر(ص) نوشته شده‌اند ولی همگی متکی به روایت‌های شفاهی هستند. از همان تاریخ صدور اسلام به پدیده‌هایی همچون جعل روایات مواجه می‌شویم. روش‌های تشخیص روایت واقعی از روایت جعلی مورد استفاده واحد تاریخ شفاهی مرکز اسناد قرار گرفت و به جمع‌آوری خاطره افرادی پرداختیم که در جریان ملی شدن صنعت نفت و نهضت اسلامی موثر بودند. مرکز اسناد انقلاب اسلامی از افرادی که در جریان مبارزه حضور داشتند برای روایت شفاهی تاریخ انقلاب دعوت می‌کند.

مرکز اسناد انقلاب اسلامی به صورت رسمی در سال 61 تشکیل شد ولی پیش از آن براساس علاقه‌مندی شخص آقای روحانی، اسناد ساواک به این مرکز منتقل شد. تا سال 64 جمع‌آوری اسناد از ساواک و شهربانی سابق مورد توجه قرار داشت. ولی از سال 74 رویکرد پژوهشی و بهره‌برداری  از اسناد و راه‌اندازی مجله 15 خرداد در آن مقطع مورد توجه قرار گرفت و پس از مدتی رویکرد تاریخ شفاهی جدی گرفته شد.

اسناد مثل گوشت خام هستند و به صورت اولیه نمی‌توانند به عنوان تنها منبع تدوین تاریخ مورد توجه قرار گیرند. گاهی مشاهده می‌شود که منبع ساواک گزارشی ارائه کرده که با خاطره شفاهی فرد مبارز تفاوت دارد. اسناد تاریخی تقسیم‌بندی‌های گوناگونی همچون اسناد کاغذی، اسناد صوتی و... دارند. اسناد ممکن است دستخوش تحولاتی باشند ولی افرادی که در جریان بودند بهتر می‌توانند به نگارش تاریخ کمک کنند. در نامه سال 67  امام(ره) نیز تأکید می‌شود به سراغ مردم بروید و خاطره‌های آنان را جمع‌آوری و منتشر کنید.

این نامه که می‌توان آن را آیین‌نامه راهبردی مرکز اسناد انقلاب اسلامی نیز به شمار آورد تا چه حد مورد توجه بوده است؟ به عنوان مثال ایشان از جریان‌های سیاسی مخالف انقلاب در حوزه‌های علمیه دهه 40 و 50 انتقاد می‌کنند. تاریخ شفاهی حوزه‌های علمیه در مجموعه کتاب‌های منتشر شده از سوی مرکز اسناد چه جایگاهی دارد؟

اگر حوزه‌های علمیه آن مقطع را بررسی کنیم، کارهای زیادی انجام شده است. تاریخ جامعه مدرسین حوزه علمیه یکی از مهم‌ترین آنهاست. تغییرات حوزه علمیه قم را از زبان شاگردان شیخ عبدالکریم حائری نقل کردیم. خاطرات مرحوم ادبا از جمله مهم‌ترین آنهاست. به درد دل امام(ره) در سال 74  توجه کردیم. تاریخ شفاهی حوزه علمیه نشان می‌دهد که عده‌ای به موفق شدن نهضت اسلامی باور نداشتند. برخی از آنها در سطح مراجع بودند ولی می‌گفتند با دست خالی نمی‌توان جلوی یک رژیم مسلح ایستاد. سیستم و شبکه اطلاع‌رسانی دوره نهضت از سال 51 با تبعید اساتید انقلابی حوزه‌های علمیه به مناطق محروم متولد شد که این شبکه در سال 57 بسیار موثر و سریع عمل می‌کرد خاطرات تبعیدی‌ها و زندانیان سیاسی را گرفته‌ایم. اسنادی که داریم نشان می‌دهد 18 هزار زندانی سیاسی قبل از انقلاب داشته‌ایم که برخی از آنها تا 10 بار زندانی شده‌اند. بخش‌هایی از تاریخ انقلاب مثل رفتار خشن با زندانیان، در اسناد ساواک انعکاس چندانی ندارد و در تاریخ شفاهی به چشم می‌خورد.

از سال 41 تا 56 جریان‌های سیاسی بودند که نهضت اسلامی را پیش می‌بردند. سال 56 نهضت همگانی و مردمی شد. سال 41 با تبعید امام(ره) خیلی‌ها ناامید شدند و گفتند با تبعید حاج آقا روح‌الله و خشونت رژیم نمی‌توان کاری را پیش برد. در همین سالها جریان مبارزه مسلحانه شکل گرفت که سازمان مجاهدین خلق و سپس منافقین از دل آن بیرون آمد. عده‌ای هم به امام(ره) توصیه کردند که اینها را حمایت کند ولی ایشان فرمودند مبارزه خشونت‌آمیز به صلاح نیست و نباید با رژیم درگیر شد چون اگر دست به اسلحه ببریم، حکومت که سلاح بیشتری در اختیار دارد. با رژیم پهلوی باید از درون مبارزه کرد و مردم را آگاه کرد تا خودشان راهی را برای تغییر بیابند. این رویکرد امام(ره) را در تدوین تاریخ شفاهی انقلاب مورد توجه قرار داده‌ایم.

ولی به هرحال جریان‌های غیراسلامی هم در مبارزه با شاه نقش داشتند. به ویژه گروههای مسلح که با گرایش چپ تندرو شکل گرفتند. ما می‌توانیم این جریانها را از پایه و اساس نقد کنیم ولی آیا به نظر شما این درست است که بخواهیم نقش آنها در تاریخ را نادیده بگیریم؟

یکی از اعضای نهضت آزادی مصاحبه کرده بود که جریان سیاهکل در سال 49 کمر رژیم شاه را شکست. من به ایشان گفتم که این حرف یک رویکرد سیاسی دارد نه پژوهشی و تاریخی. نیروهای مذهبی هیچ موقع رویکرد مبارزه مسلحانه را نداشتند ولی اگر قرار باشد مدالی هم به مبارزان مسلح بدهیم، ا ین مدال به نیروهای مذهبی می‌رسد. در سیاهکل یک جریان بی‌هدف و کور است که می‌خواهد به تاسی از جریان‌های چپ دنیا، کار را انجام دهد بدون این که جامعه ایران را بشناسد. آنها در یک روستای دورافتاده، یک نگهبان باشگاه را کشتند در حالی که جریان‌های موتلفه و فدائیان اسلام، نخست‌وزیرهای خائن را ترور می‌کردند.

در مرکز اسناد انقلاب اسلامی روی نیروهای مذهبی خیلی تأکید داریم. چون در جریان‌های مشروطه و ملی شدن صنعت نفت، کار اصلی را نیروهای مذهبی انجام دادند ولی در تاریخ‌نگاری جریان مقابل نیروهای مذهبی همه دستاوردها را به نام خودش مصادره کرد. مردم ایران مذهبی هستند و در مبارزه هم وقتی پای دین در میان باشد می‌آیند.

یعنی می‌خواهید بگویید جریان‌های چپ هیچ نقشی در مبارزه با رژیم پهلوی نداشتند؟

ما متولی جریان‌های چپ نیستیم. نهضت اسلامی به رهبری مراجع تقلید بود. در جریان مبارزه و انقلاب، جریان‌های حاشیه‌ای چپ در دانشگاه‌ها هم بودند ولی نقش اصلی متعلق به مذهبی‌هاست و باید به نسبت سهم و تأثیری که هر نیرو داشت، مورد توجه قرار بگیرد.

نیروهای ملی با گرایش‌های دینی یا غیردینی چطور؟

این تقسیم‌بندی‌ها بعد از انقلاب شکل گرفت چون ملی‌گراها به ساختار جمهوری اسلامی انتقاد داشتند، راه خودشان را جدا کردند. قبل از انقلاب بسیاری از اینها جزو متدین‌های دانشگاهی بودند و مورد رجوع دانشجویان اسلامی مبارز بودند. نهضت آزادی از جبهه ملی سوم با اتکا به گرایش مذهبی جدا شدند و با مراجع تقلید ارتباط خوبی داشتند. آنها معتقد بودند که می‌توان جامعه را براساس اسلام اداره کرد ولی بعد از انقلاب به ایده‌های جدیدی رسیدند.

امام(ره) می‌گفت ما ایران را برای اسلام می‌خواهیم ولی مهندس بازرگان می‌گفت ما اسلام را برای ایران می‌خواهیم. این تفاوت باعث جدایی مسیر آنها شد که جریان ملی‌ـ مذهبی بر مبنای آن به وجود آمد.

در زمینه تدوین تاریخ، کسی از مرکز اسناد انقلاب انتظار ندارد که گرایش فکری مخالفان کنونی نظام و گرایش‌های غیردینی را تبلیغ کند.

چند مؤلفه را باید در کنار هم مورد توجه قرار داد. قصد ندارم وارد عرصه آسیب‌شناسی تاریخ شفاهی بشوم ولی ذکر نکته‌ای در اینجا لازم است. گاهی افراد به جعل روایت می‌پردازند. ممکن است فردی با ساواک خیلی همکاری کرده باشد ولی در بیرون یک فضایی  درست کرده است که گویی قهرمان است. اگر کسی به اسناد دسترسی نداشته باشد دروغ‌ها را باور می‌کند.

سال 51 فضای سرکوب و اعدام به شدت دنبال می‌شد. در این جریان مسعود رجوی بلافاصله پس از دستگیری، در مورد تمام افرادی که می‌شناخته تک‌نگاری کرده و اطلاعات شخصی، خانوادگی و مسیر فکری آنها را با جزئیات نوشته است. او در آستانه اعدام بوده ولی به دلیل همکاری با ساواک از اعدام نجات پیدا می‌کند.

ولی در زندان با همکاری ساواک خودش را قهرمان نشان می‌دهد. اگر کسی در زندان یک میوه می‌خورد او را به سرمایه‌داری و خوردن میوه ساواک متهم می‌کرد. وقتی اسناد در سال 57 از آرشیو ساواک خارج شد. معلوم شد که او و نزدیکانش چقدر دروغ می‌گفتند. مرکز اسناد انقلاب اسلامی در زمینه تدوین تاریخ شفاهی جریان چپ، تعدادی از افراد جدا شده از سازمان مجاهدین خلق را شناسایی کرد و به کمک اسناد به تدوین تاریخ شفاهی این سازمان پرداخت.

تاریخ شفاهی کمک می‌کند که ضد و نقیض‌ها دربیاید. تاریخ شفاهی در مقایسه با تاریخ مکتوب مثل بازپرسی است که در صحنه حادثه حاضر شده و بازپرس در صحنه که حاضر شود، می‌تواند دروغ و راست را از هم جدا کند. تاریخ شفاهی می‌تواند گره‌های کور برخی حوادث را باز کند. به عنوان مثال  در مرداد ماه سال 1332 در جریان حمله به خانه آیت‌الله کاشانی، فردی به نام حدادزاده از نزدیکان آیت‌الله کاشانی کشته می‌شود. جریان مقابل به محض کشته شدن این مسأله را به گردن نزدیکان آیت‌الله کاشانی می‌اندازند و افرادی مانند آقای سالمی را دستگیر می‌کنند. آدم‌هایی را که هیچ نقشی در این جریان نداشتند دستگیر می‌کنند. مرکز اسناد روی این واقعه کار پژوهشی انجام داد. برخی از منابع و راویان خارج کشور بودند که آن را شناسایی کرده و به سراغشان رفتیم. به کمک اسناد و تاریخ شفاهی مشخص شد که قتل حدادزاده توسط مخالفان آیت‌الله انجام شده است. سابقه او از سال‌های 1327 و سفرها و فعالیت‌هایش را مرور کردیم و نشان داد که عده‌ای قصد دارند تاریخ را تحریف کنند.

شما گفتید که معتقدید نیروهای مذهبی نقش موثرتری در انقلاب داشته‌اند و برای جلوگیری از تحریف تاریخ توسط دیگران، اهتمام خود را  در این بخش به کار می‌گیرید. این گرایش را به دلیل تعهد به واقعیت دنبال می‌کنید یا اگر ضروری بدانید ممکن است با این تئوری به روش‌های نامناسبی مثل حذف دیدگاه‌‌های ناسازگار از مصاحبه‌ها هم متوسل شوید یا آنکه به پاورقی‌نویسی اکتفا می‌کنید.

در تاریخ شفاهی، اصل بر اعتمادسازی است. تا وقتی اعتماد راوی جلب نشود، کسی نمی‌آید تجربه پنجاه ساله خود را در مصاحبه بگوید. در جمع‌آوری هیچ چیزی را سانسور نمی‌کنیم. البته در تدوین آن، گاهی راوی معتقد است برخی مطالب نباید منتشر شود. ما بدون اجازه راوی هیچ کاری را انجام نمی‌دهیم. البته اصل آرشیو را هرگز جرح و تعدیل نمی‌کنیم و همه چیز حفظ می‌شود ولی در انتشار آن، نظر روایت‌کنندگان را رعایت می‌کنیم. اعتماد راوی، بزرگ‌ترین سرمایه ماست.

اگر راوی اجازه ندهد، نه تنها به صورت عمومی منتشر نمی‌شود، حتی به پژوهشگران هم سرویس ارائه نمی‌شود. راوی مطلب را چند بار قبل از چاپ می‌خواند و تغییرات مورد نظر خود را اعمال می‌کند.

جریان‌شناسی تاریخ معاصر را تا سال 57 منحصر نکرده‌ایم. حتی برخی حوادث اخیر را هم در تاریخ شفاهی جمع‌آوری می‌کنیم. بخشی از تاریخ شفاهی جنگ را از زبان فرماندهان و سیاسیون جنگ، جمع‌آوری کره‌ایم. تقابل دیدگاه فرماندهان و مسئولان دیپلماسی جنگ  در هشت ساله دفاع مقدس به خوبی در این خاطره‌ها منعکس شده. البته هنوز زمان مناسبی برای چاپ برخی از این خاطره‌ها فراهم نشده است.

شما به مطالبی اشاره کردید که به دلایل مختلف، اکنون قابل چاپ نیستند. این مسأله به حوادث پس از انقلاب منحصر می‌شود یا شامل خاطرات قبل از ا نقلاب هم هست؟

برخی افراد برای نشر خاطره‌ها شرط می‌گذارند. برخی چاپ خاطره خود را به مرگ خودشان یا حتی رضایت خوانده پس از مرگ مشروط کرده‌اند. صاحبان خاطره هر شرطی برای نشر بگذارند مورد توجه ما قرار می‌گیرد. حتی برخی‌ها شرط کرده‌اند که خاطره‌شان پس از مرگ افراد هم دوره منتشر شود.

این که مرکز اسناد به حوادث سه دهه اخیر هم توجه نشان می‌دهد، اقدام جالب توجهی است ولی چه مکانیزمی انتخاب کرده‌اید که در این مسیر، گرفتار جناح‌گرایی‌های سیاسی و تاثیر آن بر روند تدوین تاریخ شفاهی حوادث پس از پیروزی انقلاب نشوید؟

جزئیات بسیاری از حوادث به دلیل آن که پنجاه سال از آن گذشته است، فراموش می‌شود ولی کسی که د ر مورد حادثه 10 سال پیش مثل حادثه کوی دانشگاه صحبت می‌کند، جزئیات را به یاد دارد. حالا ممکن است برخی راویان به دلیل تقابل دیدگاه‌ها، حرف‌های متضادی بزنند ولی این برای ما یک برگ برنده است، چون واقعیت را از دل این تضادها می‌توان درآورد. برای پژوهشگر تاریخ معاصر، مطلوب است که  افراد را به چالش بیندازد تا حقایق را کشف کند وگرنه روایت‌های تک نفره ارزش کمتری دارند. بخشی از کار ما، برگزاری مناظره‌های تاریخی به کمک اسناد است.

مگر اسناد بعد از انقلاب را هم در اختیار دارید؟

بله، مطابق مقررات قانونی، اسنادی از مراکز امنیتی و قضایی در اختیار این مرکز قرار گرفته است.

دیدگاههای آقای حسینیان تا چه حد بر فعالیت‌های مرکز تاثیر می‌گذارد؟

تقریباً صفر. گاهی افراد با گرایش 180 درجه مخالف فکر آقای حسینیان به مرکز می‌آیند و خاطرات خودشان را می‌گویند. در 15 سالی که اینجا هستم، حتی یک مورد را به یاد ندارم که آقای حسینیان مانع رجوع ما به افراد مخالف شود. حتی تأکید دارد که به سراغ افراد با گرایش‌های مختلف برویم تا روایت‌ها جامع‌تر باشند. شاید به همین دلیل است که خیلی‌ها به مرکز اسناد اعتماد دارند و اینجا را برای ضبط خاطره‌های خود انتخاب می‌کنند. گرچه ممکن است در مسائل سیاسی روز، با آقای حسینیان مجادله  داشته باشند ولی می‌دانند که مرکز اسناد، سیاسی کاری نمی‌کند.

هر مرکز تاریخ‌پژوهی برای خودش خطوط قرمزی را تعریف می‌کند به عنوان مثال سازمان سیا و مؤسسه‌های جاسوسی انگلستان، اسناد کاری خود را تا 30 سال منتشر نمی‌کنند ولی پس از آن، بایگانی عمده اسنادشان به روی پژوهشگران گشوده می‌شود. حتی اسناد مداخله سازمان سیا در کودتای 28 مرداد توسط این سازمان منتشر شد. مرکز اسناد انقلاب اسلامی بر اساس چه سیاستی اسناد موجود در بایگانی خود را به لحاظ سطح دسترسی طبقه‌بندی می‌کند؟

افراد ممکن است در شرایطی قرار گیرند که نخواهند عموم مردم از صفت مقطعی آنها مطلع شوند. یک نمونه آن، حضور دکتر شریعتی در زندان است که تاریخ‌پژوهان روی آن اختلاف نظر دارند. برخی آدم‌ها مقاومند ولی برخی افراد، حساس هستند و اگر به  آنها دست بزنی، می‌شکنند. دکتر شریعتی چند تا شلاق که خورد، به مأموران ساواک گفت هر چه بخواهید برای شما می‌نویسم. حالا درست نیست که ما بیاییم آن اسناد را به همراه ادعای وابستگی دکتر شریعتی به ساواک منتشر کنیم





نوع مطلب :
برچسب ها : ساواک،
لینک های مرتبط :

سه شنبه 1396/05/17 01:06 ق.ظ
Hi there to every , because I am really keen of
reading this weblog's post to be updated daily.

It includes good stuff.
شنبه 1396/05/14 05:14 ب.ظ
My family members all the time say that I am killing my
time here at net, except I know I am getting experience everyday by reading thes fastidious content.
سه شنبه 1396/05/3 08:16 ب.ظ
Awesome article.
سه شنبه 1396/01/22 05:22 ب.ظ
I truly love your website.. Excellent colors & theme.

Did you make this website yourself? Please reply back as I'm
attempting to create my own website and would love to learn where you got this
from or just what the theme is called. Appreciate it!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر