تبلیغات
پزشکی - فناوری اطلاعات - خنده و... - شاهنامه شعر سهراب
 
پزشکی - فناوری اطلاعات - خنده و...
شد شد اگه نشد دوباره نشد ندارین
درباره وبلاگ


این وب برای تمام فرزندان آریایی عاشق ساخته شده پس لطفا نظرتونو در مورد بلاگ بنویسید .

مدیر وبلاگ : هادی میرزائی
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما این وبلاگ چه چیزی کم دارد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

.

تماس با ما free image hosting
free image hosting
یکشنبه 1389/11/10 :: نویسنده : هادی میرزائی

سلام به شمایی که نظر نمیدین

رو ادامه مطلب کلیک کنید...

لطفا نظر یادتون نره...

1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
22
23
24
25
26
27
28
29
30

اگر تندبادی براید ز کنج ستمکاره خوانیمش ار دادگر اگر مرگ دادست بیداد چیست ازین راز جان تو آگاه نیست همه تا در آز رفته فراز برفتن مگر بهتر آیدش جای دم مرگ چون آتش هولناک درین جای رفتن نه جای درنگ چنان دان که دادست و بیداد نیست جوانی و پیری به نزدیک مرگ دل از نور ایمان گر آگنده​ای برین کار یزدان ترا راز نیست به گیتی دران کوش چون بگذری کنون رزم سهراب رانم نخست ز گفتار دهقان یکی داستان ز موبد برین گونه برداشت یاد غمی بد دلش ساز نخچیر کرد سوی مرز توران چو بنهاد روی چو نزدیکی مرز توران رسید برافروخت چون گل رخ تاج​بخش به تیر و کمان و به گرز و کمند ز خاشاک وز خار و شاخ درخت چو آتش پراگنده شد پیلتن یکی نره گوری بزد بر درخت چو بریان شد از هم بکند و بخورد بخفت و برآسود از روزگار سواران ترکان تنی هفت و هشت یکی اسپ دیدند در مرغزار چو بر دشت مر رخش را یافتند گرفتند و بردند پویان به شهر  
بخاک افگند نارسیده ترنج هنرمند دانیمش ار بی​هنر ز داد این همه بانگ و فریاد چیست بدین پرده اندر ترا راه نیست به کس بر نشد این در راز باز چو آرام یابد به دیگر سرای ندارد ز برنا و فرتوت باک بر اسپ فنا گر کشد مرگ تنگ چو داد آمدش جای فریاد نیست یکی دان چو اندر بدن نیست برگ ترا خامشی به که تو بنده​ای اگر جانت با دیو انباز نیست سرانجام نیکی بر خود بری ازان کین که او با پدر چون بجست بپیوندم از گفته​ی باستان که رستم یکی روز از بامداد کمر بست و ترکش پر از تیر کرد جو شیر دژاگاه نخچیر جوی بیابان سراسر پر از گور دید بخندید وز جای برکند رخش بیفگند بر دشت نخچیر چند یکی آتشی برفروزید سخت درختی بجست از در بابزن که در چنگ او پر مرغی نسخت ز مغز استخوانش برآورد گرد چمان و چران رخش در مرغزار بران دشت نخچیر گه برگذشت بگشتند گرد لب جویبار سوی بند کردنش بشتافتند همی هر یک از رخش جستند بهر




نوع مطلب :
برچسب ها : سهراب،
لینک های مرتبط :

دوشنبه 1396/06/27 09:55 ق.ظ
Informative article, just what I wanted to
find.
دوشنبه 1396/05/16 11:50 ق.ظ
Thank you for the good writeup. It in fact was a amusement account it.
Look advanced to far added agreeable from you!
However, how can we communicate?
جمعه 1396/05/13 12:36 ق.ظ
I'm truly enjoying the design and layout of your website. It's a very easy on the eyes which makes it much more pleasant for me to come here and visit
more often. Did you hire out a developer to create your theme?
Excellent work!
سه شنبه 1396/05/3 04:09 ق.ظ
No matter if some one searches for his necessary thing, so he/she desires to be
available that in detail, thus that thing is maintained
over here.
دوشنبه 1396/01/21 11:24 ب.ظ
Very nice article, just what I wanted to find.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر